چارچوب اطلاعات IFW - IBM Information Framework

چارچوب اطلاعات Information Framework – IFW  محصول شرکت IBM، بخشی از پدیده ای است که به عنوان مدل های صنعتی شناخته می شود. در پست قبلی اشاره شد که المان های معماری در مدل های صنعتی IBM عبارتند از:

  • مدل هاي اطلاعات: ارائه كننده ي داده هاي بانكی ويژهي حوزه هايی مثل نگاه سازمان شمول به اطلاعات
  • مدل هاي فرآيند: ارائه كننده ي فرآيندهاي كسب وكار بانكی ويژه ي حوزه هايی مثل طراحی مجدد فرآيندهاي كسب وكار
  • مدل هاي خدمات (یکپارچه سازی): ارائه كننده ي خدمات كسب وكار ويژه ي حوزههايی مثل معماري سرويسگرا

چارچوب اطلاعات مجموعه ای از مدل های اطلاعات، فرایند و خدمات می باشد که به بیان و ارایه پیشرفته ترین سیستم های پیاده شده در صنایع خدمات مالی می پردازد. در واقع چارچوب اطلاعات IFW مجموعه اي كامل از مدل هاي اختصاصی كسب وكار بانكی است كه به ارائه دستورالعمل هاي بهینه و نمونه های موفق در اين حوزه می پردازد. مدلهاي كسب وكار IFW راهكارهايی ويژه ي كسب وكار بانكی ارائه می كنند كه نتیجه اي جز پیشرفت سريع تر پروژه هاي مرتبط با فناوري اطلاعات بانك ها و موسسات مالی نخواهد داشت.

مدل هاي كسب و كار IFW به تشريح كسب وكار بانك ها پرداخته و پُل ارتباطی موثري بین جوامع مرتبط با كسب وكار و فناوري ايجاد كرده است. اين مدلها به صورتی طراحی شده اند كه همواره به آسانی در دسترس كاربران كسب وكار باشند و روي مشكلات صنعت در حوزه هايی مثل تقاضاي مشتريان، دگرسازي چندمجرايی، سامانه هاي متمركز، ریسک و سازگاري تمركز داشته باشند.

به بیان ساده تر، IFW یک نقشه و شمای معماری از یک موسسه مالی با جزئیات و توضیحات کافی در ارتباط با خدمات قابل ارایه در بازار های مالی می باشد. این معماری هم قابل استفاده در سطح تمام سازمان و هم قابل استفاده برای خدمات و پروژه های خاص می باشد و از این طریق موسسات و سازمان ها را در تعریف مختصات ریز مورد نظر خود و تعریف معماری سیستم های اطلاعاتی خود در سراسر سازمان، توانمند می نماید. 

چرا IFW؟

بر اساس تحقیقات صورت گرفته در بین مشتریان متعدد و کثیر بازار های مالی شرکت IBM ، به نظر می رسد چالش های اساسی بازار های مالی در قالب 3 دسته بندی زیر خلاصه می گردند:

 اما چگونه می توان چالش های مذکور را با موفقیت بیشتر نسبت به سایر رقبای صنعت پشت سر گذاشت؟ 

شرکت IBM ادعا می نماید مدل هاي كسب وكار IFW نتیجه ی مجموع  300 نفر - سال توسعه است كه پس از دريافت بازخورد از بسیاري از سازمان هاي بزرگ ارايه دهنده خدمات مالی به وجود آمده است. اين مدل از بیش از 80 % فرآيندهاي كسب و كار و الزامات رايج بانكداري پشتیبانی می كند، و به سادگی قابلیت شخصی سازي و گسترش براي پاسخ به نیازهاي يك بانك خاص را دارد. همچنین لازم به ذکر است که IFW بر پايه ي الگوهايی مثل مديريت فرآيند كسب وكار (BPM) و معماري سرويسگرا (SOA) ايجاد شده است.  

عوامل مذکور به بانكها در اجراي يك معمار ي منعطف، قابل استفاده مجدد، توسعه پذير و قابل تنظیم به سادگی ياري می رساند و از اين طريق بانك ها را قادر خواهد ساخت تا:

  • سازگاري بیشتري داشته باشند و سريعتر پاسخگوي تغییر نیاز مشتريان باشند
  • روي دستیابی به تمايز رقابتی تمركز كنند
  • بهترين رويكردها را در سراسر سازمان شناسايی كنند و به كار گیرند

توانمندي هاي مذكور از طريق ارايه الگو هاي از پیش تعريف شده ي كسب وكار، چارچوبی كه موجبات هدفگذاري می شود و طراحی راه كار هاي اطلاعات محور كه داراي خصوصیات ذيل می باشد بدست می آيد:

کارایی و کاربرد IFW:

  • پیاده سازي و نوسازي سامانه هاي بانكداري متمركز
  • يكپارچه سازي برنامه هاي سازمانی، توسعه معماري مبتنی بر پیام
  • توقف خدمات كنونی و نوينگرايی در برنامه ها
  • ذخیره و تحلیل داده ها
  • طراحی مجدد فرآيندهاي كسب وكار
  • هدفگذاري و نیازسنجی سیستمهاي اطلاعات

مدیریت فرایند کسب و کار (BPM) چیست؟ - قسمت اول

 

ائتلاف مدیریت گردش کار (Workflow Management Coalition) تعریف زیر را از BPM ارایه می دهد:

"مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) فرایند منظمی ست شامل هر ترکیبی از مدل سازی، اتوماسیون، اجرا، کنترل، اندازه گیری و بهینه سازی در جریان  فعالیت های کسب و کار ، که در حمایت از اهداف سازمانی، سیستم های پوشا، کارکنان، مشتریان و شرکای در داخل و فراتر از مرزهای سازمانی عمل می کند . "

هدف از تلاش ائتلاف مدیریت گردش کار پیدا کردن تعریفی ست که به صورتی دقیق نشان دهنده مفهومی باشد که اکثر افراد (هم کارشناسان و هم دیگران) از BPM در ذهن دارند. هدف ارائه نظریه ها در مورد عناوین مختلف BPM، فن آوری و یا محصولات و بسیاری موارد دیگر گه در این سایت بحث شده  نبوده است. این تعریف مذکور در قالبی کوتاه و مختصر آمده و در عین حال صریح و کامل است. برخی ملاحظات گسترده تر:

  • BPM فرایندی منظم، فعالیت و گزاره ای اجرایی است.
  • کسب و کار ریشه در وضعیت اشتغال دارد و بر تجارت رشدپذیر و سودآور  دلالت می کند. کسب و کار موجودیت پیدا می کند تا در ازای ارزشی دیگر به مشتریان ارزش ارائه می کند.
  • فرآیند به معنی جریانی ست از فعالیت های کسب و کار و مشاهده ارتباط گرفتن فعالیت ها به منظور موفقیت در برخی معاملات تجاری. جریان در اینجا به معنای حالت گسستگی است: این ترکیب شاید کاملا تعریف شده و شاید هم نشده باشد.
  • فردی که BPMرا پیاده سازی می کند باید فرایندی را در دامنه فعالیت های مرتبط به هم در کسب و کار در نظر بگیرد  که این فعالیت ها به منظور تحقق یک هدف بطور جامع  با هم همکاری می کنند. این امر از منظر کارکردی کسب و کار که در آن هر کارکرد ممکن است مستقل از دیگر کارکرد ها بهینه شود، تفاوتی کلیدی محسوب می شود. در یک سیستم پیچیده مانند کسب و کار،  دیده شده که بهینه سازی محدوده و بخش خاصی از سیستم به ندرت به نتایج کلی خوب منجر می شود.مجری BPM به هنگام ارزیابی یک فرآیند خاص باید سنجه های کل سیستم را در نظر بگیرد.
  • مدلسازی به معنی شناسایی، تعریف، و تهیه یک ارائه کامل از فرایند، جهت تقویت ارتباطات مربوط به آن است. هیچ راه استانداردی برای مدلسازی وجود ندارد، اما  فرآیند باید در مدل گنجانده شود.
  • اتوماسیون به کاری اشاره دارد که به منظور اطمینان از پیاده سازی بی نقص نمونه های فرآیند از پیش انجام شده باشد. در بسیاری از موارد به معنای نوشتن نرم افزار بوده، اما ممکن است شامل ماشین آلات ساختمانی و یا حتی ایجاد علائم برای مشارکت کنندگان مستقیم نیز باشد.
  • اجرا/پیاده سازی به معنای انجام و یا تصویب نمونه هایی از فرایند بوده که ممکن است شامل جنبه های خودکار باشد. به لحاظ مفهومی، یک نمونه از فرایند به پیروی از مدل BPM متخصص، اما مستقل از آن می تواند پیاده سازی/اجرا شود.
  • کنترل یعنی در برخی موقعیت ها باید مطمئن شد که فرایند از روش طراحی شده پیروی کند. این کسب اطمینان می تواند کنترل شدید و ایجاد فشار و یا کنترل آزادانه در قالب دستورالعمل، آموزش، و اعمال کتابچه راهنمای کاربر باشد.
  • سنجش یعنی تلاشی صورت بگیرد تا تعیین کند فرآیند،  به لحاظ کمی ،در برآورده ساختن نیازهای مشتریان، چه میزان مثبت عمل می کند. 
  • بهینه سازی بدین معنی است که ساختار BPM فعالیتی در جریان بوده که به مرور زمان صورت می پذیرد، تا به طور پیوسته میزان و مقیاس فرایند را پیش ببرد. این پیشرفت به اهداف سازمان، و در نهایت به رفع نیازهای مشتریان بستگی دارد .
  • لغت شرکت در اینجا به معنای سازمان تجاری استفاده شده است؛ هر سازمانی که در آن افراد برای رسیدن به اهداف مشترک شان با هم در حال کار اند ، لزومی ندارد این سازمان فوق العاده بزرگ و انتفاعی باشد.
  • اشاره به اهداف شرکت به منظور تاکید این امر است که BPM باید در چارچوب اهداف شرکت اجرا گردد، نه  بخش های کوچکی از آن. ممکن است در یک مفهوم کمی افراطی به نظربرسد: هر گونه پیشرفتی طی یک فرایند باید پیشرفت در اهداف شرکت باشد - غیر ازین چیزی نمی تواند به عنوان پیشرفت نامیده شود.
  • در محدوده داخل و خارج از مرزهای سازمانی بودن است که تعیین می کند سازمان بخشی از یک سیستم بزرگتر است. مشتریان، بخشی از فرآیند کسب و کار اند. تعامل آنان همراه با  کارمندان باید به عنوان بخشی از چرخه کامل تعامل در نظر گرفته شود.