چرا مردم هنوز به شعب می‌روند؟ VTM رقیبی برای شعب؟

 

با وجود گسترش فناوری‌های مختلف در حوزه بانکداری و پرداخت، شعب بانکی همچنان بر قوت خود باقی هستند. طبق آماری که ATMIA اعلام کرده تقریباً ۱ میلیون شعبه بانک در دنیا وجود دارد. به‌طورکلی مردم به ۳ دلیل اصلی همچنان به شعب مراجعه می‌کنند؛ اولین دلیلش این است که مشتریان در شعب می‌توانند تراکنش‌های بانکی پیچیده‌ای را انجام دهند که همچنان از طریق هیچ کانال دیگری ممکن نیستند. دومین دلیلش این است که مشتریان در شعب برای سرمایه‌گذاری خود مشاوره می‌گیرند و سومین دلیلش این است که مشتریان با تعامل چهره به چهره در شعب بانک از بانک خود مطمئن می‌شوند.

در آمریکا ایجاد هر شعبه جدید بیش از ۲ میلیون دلار هزینه دارد و ۱ میلیون دلار هزینه نگهداری سالانه یک شعبه است. به‌تازگی با به میدان آمدن دستگاه‌های VTM گفته می‌شود این دستگاه‌ها می‌توانند یک رقیب جدی برای شعب باشند.

دستگاه VTM که مخفف Virtual Teller Machine هست، نسل جدیدتر و پیشرفته‌تر دستگاه‌های خودپرداز است که به خاطر تجهیزات و امکاناتی که دارد مجموعه خدمات بیشتری را نسبت به دستگاه‌های خودپرداز به مشتریان ارائه می‌کند؛ یعنی علاوه بر خدمات خودپرداز، خدماتی مانند افتتاح حساب، خواباندن چک به حساب و مواردی از این دست که البته هنوز به خاطر مسائل قانون‌گذاری این سرویس‌های خاص به شکل کامل ارائه نمی‌شود. 

در ادامه اینفوگرافی‌ای به نقل از ATMMarketplace آمده است که به مقایسه VTM و شعب می‌پردازد.

 

چارچوب اطلاعات IFW - IBM Information Framework

چارچوب اطلاعات Information Framework – IFW  محصول شرکت IBM، بخشی از پدیده ای است که به عنوان مدل های صنعتی شناخته می شود. در پست قبلی اشاره شد که المان های معماری در مدل های صنعتی IBM عبارتند از:

  • مدل هاي اطلاعات: ارائه كننده ي داده هاي بانكی ويژهي حوزه هايی مثل نگاه سازمان شمول به اطلاعات
  • مدل هاي فرآيند: ارائه كننده ي فرآيندهاي كسب وكار بانكی ويژه ي حوزه هايی مثل طراحی مجدد فرآيندهاي كسب وكار
  • مدل هاي خدمات (یکپارچه سازی): ارائه كننده ي خدمات كسب وكار ويژه ي حوزههايی مث�� معماري سرويسگرا

چارچوب اطلاعات مجموعه ای از مدل های اطلاعات، فرایند و خدمات می باشد که به بیان و ارایه پیشرفته ترین سیستم های پیاده شده در صنایع خدمات مالی می پردازد. در واقع چارچوب اطلاعات IFW مجموعه اي كامل از مدل هاي اختصاصی كسب وكار بانكی است كه به ارائه دستورالعمل هاي بهینه و نمونه های موفق در اين حوزه می پردازد. مدلهاي كسب وكار IFW راهكارهايی ويژه ي كسب وكار بانكی ارائه می كنند كه نتیجه اي جز پیشرفت سريع تر پروژه هاي مرتبط با فناوري اطلاعات بانك ها و موسسات مالی نخواهد داشت.

مدل هاي كسب و كار IFW به تشريح كسب وكار بانك ها پرداخته و پُل ارتباطی موثري بین جوامع مرتبط با كسب وكار و فناوري ايجاد كرده است. اين مدلها به صورتی طراحی شده اند كه همواره به آسانی در دسترس كاربران كسب وكار باشند و روي مشكلات صنعت در حوزه هايی مثل تقاضاي مشتريان، دگرسازي چندمجرايی، سامانه هاي متمركز، ریسک و سازگاري تمركز داشته باشند.

به بیان ساده تر، IFW یک نقشه و شمای معماری از یک موسسه مالی با جزئیات و توضیحات کافی در ارتباط با خدمات قابل ارایه در بازار های مالی می باشد. این معماری هم قابل استفاده در سطح تمام سازمان و هم قابل استفاده برای خدمات و پروژه های خاص می باشد و از این طریق موسسات و سازمان ها را در تعریف مختصات ریز مورد نظر خود و تعریف معماری سیستم های اطلاعاتی خود در سراسر سازمان، توانمند می نماید. 

چرا IFW؟

بر اساس تحقیقات صورت گرفته در بین مشتریان متعدد و کثیر بازار های مالی شرکت IBM ، به نظر می رسد چالش های اساسی بازار های مالی در قالب 3 دسته بندی زیر خلاصه می گردند:

 اما چگونه می توان چالش های مذکور را با موفقیت بیشتر نسبت به سایر رقبای صنعت پشت سر گذاشت؟ 

شرکت IBM ادعا می نماید مدل هاي كسب وكار IFW نتیجه ی مجموع  300 نفر - سال توسعه است كه پس از دريافت بازخورد از بسیاري از سازمان هاي بزرگ ارايه دهنده خدمات مالی به وجود آمده است. اين مدل از بیش از 80 % فرآيندهاي كسب و كار و الزامات رايج بانكداري پشتیبانی می كند، و به سادگی قابلیت شخصی سازي و گسترش براي پاسخ به نیازهاي يك بانك خاص را دارد. همچنین لازم به ذکر است که IFW بر پايه ي الگوهايی مثل مديريت فرآيند كسب وكار (BPM) و معماري سرويسگرا (SOA) ايجاد شده است.  

عوامل مذکور به بانكها در اجراي يك معمار ي منعطف، قابل استفاده مجدد، توسعه پذير و قابل تنظیم به سادگی ياري می رساند و از اين طريق بانك ها را قادر خواهد ساخت تا:

  • سازگاري بیشتري داشته باشند و سريعتر پاسخگوي تغییر نیاز مشتريان باشند
  • روي دستیابی به تمايز رقابتی تمركز كنند
  • بهترين رويكردها را در سراسر سازمان شناسايی كنند و به كار گیرند

توانمندي هاي مذكور از طريق ارايه الگو هاي از پیش تعريف شده ي كسب وكار، چارچوبی كه موجبات هدفگذاري می شود و طراحی راه كار هاي اطلاعات محور كه داراي خصوصیات ذيل می باشد بدست می آيد:

کارایی و کاربرد IFW:

  • پیاده سازي و نوسازي سامانه هاي بانكداري متمركز
  • يكپارچه سازي برنامه هاي سازمانی، توسعه معماري مبتنی بر پیام
  • توقف خدمات كنونی و نوينگرايی در برنامه ها
  • ذخیره و تحلیل داده ها
  • طراحی مجدد فرآيندهاي كسب وكار
  • هدفگذاري و نیازسنجی سیستمهاي اطلاعات

مدل های صنعتی آی بی ام - IBM Industry Models

 

مدل های صنعتی شرکت IBM شامل مجموعه ای از طرح های متمرکز بر کسب و کار می باشند که همکاری و نزدیکی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار را در حوزه طراحی نیازمندی ها و استاندارد سازی و پیاده سازی فناوری اطلاعات افزایش می دهد.  به طور کلی مدل های صنعتی IBM در درجه اول برای توسعه استاندارد های داخلی سازمان به کار می روند و لایه ای یکپارچه در سراسر بخش های سرمایه گذاری های فعلی و آتی IT سازمان فراهم می کند. بنابر این هدف مدل های صنعتی استانداردسازی در سطح یک صنعت خاص نمی باشد بلکه هدف فراهم آوردن یک بستر برای تعریف استاندارد های سازمانی می باشد.

مدل های صنعتی با اهداف ذیل ایجاد شده اند:

  • توانمند سازی کاربران در محدود کردن و شخصی سازی نیازمندی های کسب و کار خود
  • تسهیل فرایند توسعه تدریجی کسب و کار 
  • ایجاد پلت فرم های فناوری باز، برای استفاده هر نوع اپلیکیشن و راهکار یکپارچه سازی
  • مدیریت استاندار ها و تعاریف در محیط های پیچیده کسب و کار و فنی
  • قابلیت ادغام و اتصال به IBM Component Business Model - CBM در راستای مهندسی مجدد کسب و کار 
  • ارایه تعاریف نرمال در سراسر لایه های داده ، فرایند و سرویس یک سازمان

المان های معماری در مدل های صنعتی IBM عبارتند از:

  • مدلهاي اطلاعات: ارائه كننده ي داده هاي بانكی ويژهي حوزه هايی مثل نگاه سازمان شمول به اطلاعات
  • مدلهاي فرآيند: ارائه كننده ي فرآيندهاي كسب وكار بانكی ويژه ي حوزه هايی مثل طراحی مجدد فرآيندهاي كسب وكار
  • مدلهاي سرویس: ارائه كننده ي خدمات كسب وكار ويژه ي حوزه هايی مثل معماري سرويسگرا

مدل های صنعتی به گونه ای طراحی شده اند تا برای هر سازمان قابل سفارشی سازی باشد بنابر این هر سازمان ویرایش مخصوص خود از مدل های داده ، فرایند و سرویس را خواهد داشت و به آنها اجازه می دهد تا جایگاه منحصر به فرد خود را در بازار بدست آورده و مزیت رقابتی پیدا کند.

مدل های صنعتی در صنایع ذیل محصولات و خدمات ارایه می نمایند و دارای المان های مشخص در هرکدام می باشند:

  • بازار های مالی و بانکی : Data + Process + Services
  • بیمه: Data + Process + Services
  • بهداشت: Data 
  • مخابرات: Data 
  • خرده فروشی: Data 

مدیریت فرایند کسب و کار (BPM) چیست؟ - قسمت اول

 

ائتلاف مدیریت گردش کار (Workflow Management Coalition) تعریف زیر را از BPM ارایه می دهد:

"مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) فرایند منظمی ست شامل هر ترکیبی از مدل سازی، اتوماسیون، اجرا، کنترل، اندازه گیری و بهینه سازی در جریان  فعالیت های کسب و کار ، که در حمایت از اهداف سازمانی، سیستم های پوشا، کارکنان، مشتریان و شرکای در داخل و فراتر از مرزهای سازمانی عمل می کند . "

هدف از تلاش ائتلاف مدیریت گردش کار پیدا کردن تعریفی ست که به صورتی دقیق نشان دهنده مفهومی باشد که اکثر افراد (هم کارشناسان و هم دیگران) از BPM در ذهن دارند. هدف ارائه نظریه ها در مورد عناوین مختلف BPM، فن آوری و یا محصولات و بسیاری موارد دیگر گه در این سایت بحث شده  نبوده است. این تعریف مذکور در قالبی کوتاه و مختصر آمده و در عین حال صریح و کامل است. برخی ملاحظات گسترده تر:

  • BPM فرایندی منظم، فعالیت و گزاره ای اجرایی است.
  • کسب و کار ریشه در وضعیت اشتغال دارد و بر تجارت رشدپذیر و سودآور  دلالت می کند. کسب و کار موجودیت پیدا می کند تا در ازای ارزشی دیگر به مشتریان ارزش ارائه می کند.
  • فرآیند به معنی جریانی ست از فعالیت های کسب و کار و مشاهده ارتباط گرفتن فعالیت ها به منظور موفقیت در برخی معاملات تجاری. جریان در اینجا به معنای حالت گسستگی است: این ترکیب شاید کاملا تعریف شده و شاید هم نشده باشد.
  • فردی که BPMرا پیاده سازی می کند باید فرایندی را در دامنه فعالیت های مرتبط به هم در کسب و کار در نظر بگیرد  که این فعالیت ها به منظور تحقق یک هدف بطور جامع  با هم همکاری می کنند. این امر از منظر کارکردی کسب و کار که در آن هر کارکرد ممکن است مستقل از دیگر کارکرد ها بهینه شود، تفاوتی کلیدی محسوب می شود. در یک سیستم پیچیده مانند کسب و کار،  دیده شده که بهینه سازی محدوده و بخش خاصی از سیستم به ندرت به نتایج کلی خوب منجر می شود.مجری BPM به هنگام ارزیابی یک فرآیند خاص باید سنجه های کل سیستم را در نظر بگیرد.
  • مدلسازی به معنی شناسایی، تعریف، و تهیه یک ارائه کامل از فرایند، جهت تقویت ارتباطات مربوط به آن است. هیچ راه استانداردی برای مدلسازی وجود ندارد، اما  فرآیند باید در مدل گنجانده شود.
  • اتوماسیون به کاری اشاره دارد که به منظور اطمینان از پیاده سازی بی نقص نمونه های فرآیند از پیش انجام شده باشد. در بسیاری از موارد به معنای نوشتن نرم افزار بوده، اما ممکن است شامل ماشین آلات ساختمانی و یا حتی ایجاد علائم برای مشارکت کنندگان مستقیم نیز باشد.
  • اجرا/پیاده سازی به معنای انجام و یا تصویب نمونه هایی از فرایند بوده که ممکن است شامل جنبه های خودکار باشد. به لحاظ مفهومی، یک نمونه از فرایند به پیروی از مدل BPM متخصص، اما مستقل از آن می تواند پیاده سازی/اجرا شود.
  • کنترل یعنی در برخی موقعیت ها باید مطمئن شد که فرایند از روش طراحی شده پیروی کند. این کسب اطمینان می تواند کنترل شدید و ایجاد فشار و یا کنترل آزادانه در قالب دستورالعمل، آموزش، و اعمال کتابچه راهنمای کاربر باشد.
  • سنجش یعنی تلاشی صورت بگیرد تا تعیین کند فرآیند،  به لحاظ کمی ،در برآورده ساختن نیازهای مشتریان، چه میزان مثبت عمل می کند. 
  • بهینه سازی بدین معنی است که ساختار BPM فعالیتی در جریان بوده که به مرور زمان صورت می پذیرد، تا به طور پیوسته میزان و مقیاس فرایند را پیش ببرد. این پیشرفت به اهداف سازمان، و در نهایت به رفع نیازهای مشتریان بستگی دارد .
  • لغت شرکت در اینجا به معنای سازمان تجاری استفاده شده است؛ هر سازمانی که در آن افراد برای رسیدن به اهداف مشترک شان با هم در حال کار اند ، لزومی ندارد این سازمان فوق العاده بزرگ و انتفاعی باشد.
  • اشاره به اهداف شرکت به منظور تاکید این امر است که BPM باید در چارچوب اهداف شرکت اجرا گردد، نه  بخش های کوچکی از آن. ممکن است در یک مفهوم کمی افراطی به نظربرسد: هر گونه پیشرفتی طی یک فرایند باید پیشرفت در اهداف شرکت باشد - غیر ازین چیزی نمی تواند به عنوان پیشرفت نامیده شود.
  • در محدوده داخل و خارج از مرزهای سازمانی بودن است که تعیین می کند سازمان بخشی از یک سیستم بزرگتر است. مشتریان، بخشی از فرآیند کسب و کار اند. تعامل آنان همراه با  کارمندان باید به عنوان بخشی از چرخه کامل تعامل در نظر گرفته شود.

رایانش ابری

 

اگر شما در راه اندازی کسب و کارتان به رایانش ابری نیازمند باشید، از کجا شروع می کنید؟ 

رایانش ابری پدیده بزرگی است که با پتانسیل آن سازمان های IT  می توانند پاسخگو تر از همیشه عمل کند. رایانش ابری ، مزایای اقتصادی، سرعت،  نوآوری و انعطاف پذیری نامحدود را وعده می دهد. چگونه محاسبات ابری  را در سازمان تان مرحله به مرحله پیاده خواهید کرد؟

چالش های کلیدی در رایانش ابری

رایانش ابری شما را به مبارزه با سه چالش کلیدی استراتژیک، عملیاتی و افراد وادار می کند.

حاکمیت و نحوه مدیریت:

رایانش ابری سرعت، مهارت و نوآوری را در اختیار قرار می دهد.

جهت راه اندازی نوآوری رایانش ابری در سازمان تان به یک چشم انداز روشن و فرآیندهای موثر، مهارت ها و ساختار سازمانی نیازمندید. چه نوع استراتژی اراه اندازی رایانش ابری را باید در نظر بگیرد؟ نقشه مسیر شما به چه شکل است ؟

محیط های رایانش ابری:

 شما به انتخاب یک محیط رایانش ابری که مناسب سازمان تان باشد نیاز دارید. آیا باید رایانش ابری خصوصی، رایانش ابری عمومی یا یک راه حل ابری هیبریدی را در نظر بگیرید ؟ کدام فروشندگان در این فضا حضور دارند ؟ آیا آنها از حالا تا 12 ماه آینده در این کسب و کار می مانند ؟

هم اکنون تعداد بیشتری از سازمان ها در حال انتقال خدمات، پایگاه داده، ایمیل و برنامه های کاربردی شان به رایانش ابری هستند. باید تصمیم بگیرید که پشتیبانی از رایانش ابری خصوصی، عمومی و یا ترکیبی ابر هیبریدی را انتخاب خواهید کرد. چه نوع ترکیبی از زیرساخت (IaaS)، پلت فرم (PaaS) و خدمات (SaaS) برای سازمان شما مناسب است؟ صرفه جویی در هزینه ها در کدام  قسمت جای می گیرند؟

امنیت و حریم خصوصی:

اگر شخص دیگری در حال راه اندازی رایانه ها و نرم افزارهای تان باشد، شما به منظور ایجاد امنیت، به استراتژی هایی نیاز دارید. سیاست امنیتی شما به این موضوع بستگی دارد که تعداد اجزایی که کنترل و پایش می کنید چقدر است؟ هر چه تعداد آنها بیشتر باشد، باید بیشتر پایش نمایید. آیا آماده گسترش سیاست امنیتی شرکت خود در بستر رایانش ابری هستید؟ باید مقاومت را کنار بگذارید و اعتماد به امنیت رایانش ابری را بالا ببرید. باید اطلاعات خود را از دید چشم های کنجکاو ایمن نگه دارید. نیاز دارید تیم امنیتیتان خدمات و اجزا رایانش ابری شما را بپذیرند و البته این کار ساده ای نیست.

منبع: Gartner - Cloud Computing

آیا کیف پول اپل فرایند خرید را تغییر خواهد داد؟

 

 

در سال های اخیر روند استفاده از کیف پول های الکترونیکی به جای کارت های اعتباری که ما این روزها از آنها استفاده میکنیم بسیار کند بوده.به عنوان مثال در سال 2011 در آمریکا ، کیف پول الکترونیکی گوگل (Google wallet) همراه با گوشی های Sprint Nexus S و تعدادی گوشی دیگر به بازار عرضه گردید ولی نتیجه آنقدر جذاب نبود که مشتریان به کیف پول های الکترونیکی روی بیاورند.

حالا که اپل سیستم کیف پول اپل (Apple Pay ) را راه اندازی نموده باید پرسید آیا میتواند در زمینه ای که بقیه شکست خوردند ،انقلابی به پا کند؟

اپل در حال حاضر ده میلیون آیفون جدید فروخته است بنابراین مشتریان بالقوه زیادی وجود دارند که بخواهند پرداخت را توسط کیف پول الکترونیکی انجام دهند. همچنین اپل توانایی خود در تغییر قواعد کسب و کار با ارایه محصولاتی همچون گوشی های هوشمند و تبلت و نحوه خرید و گوش دادن به موسیقی و غیره را اثبات نموده است. 

چه چیز متفاوتی در پرداخت هزینه با گوشی های اپل وجود دارد؟

ابتدا از نظر امنیتی بررسی می نماییم. اپل بیشتر از یک سال پیش در آیفون5s  حسگر تشخیص اثر انگشت را معرفی نمود و حالا در آیفون 6 ، 6 پلاس و همچنین آیپدهای جدید هم این امکان وجود دارد. خریداران محصولات با نزدیک کردن گوشی به دستگاه های پرداخت، به واسطه چیپ ارتباطات فیلد نزدیک (Near-field communications) یک اتصال بی سیم با گوشی خود برقرار نموده و سپس با اثر انگشت خود خرید را تایید می نمایند. اپل اعتقاد دارد امنیت در این روش بسیار بیشتر از استفاده از کارت اعتباری است که در آن به راحتی اطلاعات کارت را در اختیار فروشنده ای که نمی شناسیم قرار می دهیم.

البته این نکته مهم وجود دارد که هکرها توانستند اثر انگشت را جعل و کپی، و در حسگر اثر انگشت استفاده نمایند. می توان حدس زد که در آینده نزدیک با توجه به سطح امنیت مورد نیاز، از تصویر صورت ، صدا و سایر شاخص ها جهت اطمینان از هویت خریدار استفاده خواهد شد. همچنین در آینده نه چندان دور به جای اثر انگشت از الگوی رگ های زیر پوست انگشتان استفاده خواهد شد که حتی از اثر انگشت نیز بهتر می باشد.

یکی از بزرگترین و منحصر به فرد ترین ویژگی های کیف پول اپل آنست که در هنگام خرید هیچگاه اطلاعات کارت اعتباری و شخصی شما به فروشندگان منتقل نمی گردد بلکه کیف پول اپل برای هر تراکنش یک شماره پرداخت منحصر به فرد ساخته که فروشندگان فقط قادر به دیدین تاییدیه و مقدار خرید بوده و نه اطلاعات کارت خریدار. 

همانطور که سایر محصولات اپل که در گذشته بعضی تغییراتی را در ساختار کسب و کار ها ایجاد نمودند این محصول نیز احتمالاً مورد اقبال قرار گرفته و کیف پول الکترونیکی جایگاه خود را پیدا خواهد نمود.

چیزی که می تواند کمکی برای اپل در این راه باشد، تعداد زیاد فروشندگان محلی (بیش از 220،000 مرکز) از جمله Staples, McDonald’s, Macy’s, Disney, Walgreens, Whole Foods  می باشد که تجهیزاتی را در محل خود نصب نموده و امکان پرداخت از طریق آیفون 6 و 6 پلاس را به مشتریانی خود می دهد. بی شک تعداد این فروشگاه ها با افزایش استفاده از کیف پول مجازی، رشد خواهد کرد. 

نهایتاً یکی دیگر از ویژگی های انعطاف پذیر کیف پول اپل قابلیت استفاده از تعداد زیادی کارت اعتباری از جمله Visa, American Express, MasterCard, Chase, Citi, Capital One, Bank of America. می باشد. 

با این اوصاف آیا اپل می تواند تغییر بزرگی در سیستم پرداخت مشتریان ایجاد کند؟ با توجه به این که گوگل نیز همراه با شرکت های ارایه دهنده خدمات تلفن همراه وارد این بازار شده اند و به دلیل امنیت و بازار رو به رشد آیفون 6، به اپل پیوسته اند به نظر می رسد تغییرات بزرگ در راه هستند. 

در آینده همانطور که هم اکنون از پول نقد استفاده می کنیم ، از کارت های اعتباری هم استفاده خواهیم کرد ولی با توجه به اینکه اطلاعات کارت های اعتباری زیادی دزدیده شده اند اکثراً ترجیح خواهیم داد با استفاده از گوشی های هوشمند خود فراید خرید را طی نماییم.

نظر شما راجع به فرایند پرداخت از طریق کیف پول اپل چیست؟

منبع:

Apple Pay Will Change How You Purchase, Daniel Burrus